تبليغاتX
کلام ماپیام تو
خانه | آرشيو | پست الکترونيک

من و تو ماييم...

با سپاس بيكران از نظريه هاي سودمند تك تك شما همكاران ارجمند. ما به نوبه خود از نظريات شما در خصوص مطالبي كه درج كرده بوديم استفاده هاي خود را كرده و در مباحث خود بكار برديم.

همكاران در نظريات مخلتف خود به اين موضوع اشاره كردند كه قشر فرهنگيان به سكوت تن داده و چه بايد كرد, ما را شرمنده كرديد و مطالب ما را در وبلاگ خود جهت تأييد آن درج نموديد. بايد گفت كه حرف دل و واقعيت امر را به خوبي هر يك از شما به زبانهاي مختلف بيان كرديد و همكار گرامي به شيواترين بيان ابراز داشت:

البته آنچه واقعا به جایی میرسد همین فریاد است. گرفتند و بردند و زدند, اما با خشم نهان ما چه می کنند. با آتش زیر خاگستر چه می کنند. بهتر است آتش در رو بماند.که اگر با خاک نهانش کنی دودش خفه مان خواهد کرد. (معلم علي)

آري, اگر همه ما از اين فشارها آسوده خاطر نيستيم, اگر قبول داريم كه نبايد زير اين فشارها خفه و ساكت بود, اگر ايمان داريم كه نميشود در چشمان همكاران در بندمان نگاه كنيم و بگوييم كه ما سكوت را انتخاب كرديم تا بر ما بتازند و بتازند و بتازند...
 پس بياييد همصدا و همدلي خود را بالا ببريم و بر حقوق پايمال شده همكاران شريف و ارزشمند خود  همه تن فرياد شويم واين را در هرچه جمعي كردن آن تلاش كنيم  و برايش هزينه بدهيم  .

ما را همچنان از نظرات خود مطلع كنيد.

انجمن فرهنگيان آزاد
       آذر 86

|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 18:14 | 

 

بايد يكي شويم

 

 

با سلام به همكاران گرامي,

پس از ديداري كه هيئت كانون صنفي معلمان با نمايندگان مجلس داشتند لازم ديديم مجددا مزاحم شما شده و نظرات خود را بيان كنيم. آنها اينطور در وبلاگ خود درج كردند كه   سه شنبه 6/آذرماه/1386 نمايندگان تشکلهاي سراسرکشور به دعوت نمايندگان جناحهاي مختلف در درون مجلس دور هم جمع شدند, در اين نشست که بنابود نمايندگان همه ي جناحها حضور داشته باشند، تنها چند تن از نمايندگاني که خود را اقليت اصلاح طلب مجلس معرفي کردند. حاضر به رويارويي با نمايندگان معلمان کشورشدند. اين نشست که از هفته ها پيش برنامه ريزي  شده بود با دو ساعت تاخير بالاخره در ساعت 14 برگزارشد .درآغاز نشست که از 40 تشکل سراسري تنها 20 تشکل حاضر بودند،آقاي علي اکبرباغاني 4موضوع مورد بحث را که از پيش براي دو طرف مذاکره کننده مشخص بود به شرح زير به اگاهي حاضران رساند. 1- سهم اموزش و پرورش در بودجه ي 1387کشور 2- شيوه ي اجرايي کردن قانون مديريت خدمات کشوري 3- راهکار بستن پرونده هاي فعالان صنفي 4- کانونهاي صنفي معلمان وانتخابات مجلس هشتم......

ولي سئوال اينجاست كه آيا با اين ديدار به خواسته هايي كه داشتيم و همچنان هم روي آن پافشاري ميكنيم رسيده ايم؟؟
آيا نتيجه اين ديدار آزادي همكاران و لغو احكام صادره ميباشد؟؟
ديداري كه از 50 نماينده تبديل به سه نماينده مجلس شده ..... آخر مگر آقايان با اين كارشان شرافت و ارج و شأن و حرمت معلمان را نگهداشتند؟؟ آيا اين حق نبود كه تمام مجلس نشينان ساعتي را به اين امر اختصاص دهند كه فقط به حرفهاي ما گوش كنند . يا اينكه كار آقايان خيلي مهم تر از مشكلات منه معلم است ؟؟؟بگذريم.....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 14:37 | 


بيانيه انجمن فرهنگيان آزاد

 

 

دوستان و همكاران گرامي،

پس از گذشت مدت کوتاهي از سال تحصيلي جديد, معلمان عضو کانون صنفي بدليل پيگيري مطالباتشان در سال گذشته با احکام تنبيهي متعددي مواجه شده اند. اتهامات مشترک, شرکت در تجمعات و تظاهرات، تحريک به تجمع و تظاهرات، نشر اكاذيب و غيره بوده است. از اين رو همكاران پس از ماهها تلاش براي رسيدن به خواسته هايشان از سوي دولت جوابي جز احضار, تعليق, انفصال, انحلال كانون و انجمن و بازداشت چيزي دريافت نكرده اند.  

از سوي ديگر كانون صنفي تلاش كرده است كه با ديدارهاي متعدد مانند ديدار با هيات مديره انجمن دفاع از حقوق زندانيان, نامه نگاري به حكومت, نامه نگاري و ابراز نارضايتي به مدير كل آموزش بين الملل و فعاليتهايي در همين راستا, نارضايتي خود را ابراز بدارند. اما نه تنها پاسخي از طرف آقايان دريافت نشد بلكه فشارها و محدوديتها بيشتر و بيشتر گرديد. به طوري كه دامنه معلمان حق التدريس هم فرا گرفت و 10 درصد از بودجه آنان را كاهش دادند و بسياري از اين همكاران گرامي برغم اينكه بيش از هشت سال است كه تدريس مي كنند, همچنان استخدام نشده اند.

گفته مي شود حقوق معلم و دانش آموزش حقوق ملت ايران است, اما بنگريد كه پشت پرده هاي دبيرستانها و دبستانها از چيز ديگري سخن مي گويند. طي اين مدت در بسياري از شهرها عده كمي از معلمان آزاده و حق التدريسيها نارضايتي خود را با برپايه تحصن ابراز داشتند, اما با جوابهايي نظير ساكت باشيد ما تلاش مي كنيم به خواسته هايتان برسيد, روبرو مي شدند تا شايد ديگر كسي نتواند با فرياد بلند خواهان احقاق حقوق معلمان رسمي و غير رسمي و رفع تبعيض و ناروايي باشد.....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 23:46 | 
اينبار زنگهاي آغاز سال جديد به چه فرا مي خوانند ؟؟؟

اينبار زنگهاي آغاز سال جديد به چه فرا مي خوانند ؟؟؟

 

صداي زنگها ناقوس اعلام حركت و پويايي هر چه بيشتر آموزگاران ودانش آموزان براي اميد به داشتن آينده اي نو و پربار است است.

تابستان را در حالي پشت سر مي گذاريم كه موج احكام ظالمانه صادر شده بي نظير بود،و همچنان احكام و احضاريه هاي روزانه معلمان به دادسراها، دادگاهها ادامه دارد، احكام صادر شده تنها و تنها به اين دليل بوده است كه معلمان خواستار حقوق قانوني و به حق خود بودند، معلماني كه هيچ نتيجه اي از تجمعات گستردة خود در مقابل مجلس و در مقابل استانداري و در مقابل آموزش و پرورش در همراهي كارگران در روز 11ارديبهشت جز خبر ضرب و شتم چيزي دريافت نكرده بودند!!

هر چند كه هر كدام از اين احكام مدال هايي نشان از حفظ شّان و مقام معلم است. معلماني كه تنها خواسته شان برخورداري از حقوق اوليه انساني شان است، در جامعه اي كه معلمي تنها براي بيان خواسته اش در تجمعي شركت مي كند ولي به اين جرم واهي حكم اخراج و يا انفصال از خدمت ميگيرد چه پيامي براي دانش آموزانش دارد؟؟ و چه درسي ميدهد؟

حقيقت اين است كه ما با دانش آموزان مان اركانيزمي واحد از يك پيكره هستيم!!!

دولت نهم كه در آغاز روي كار آمدن وعده هاي فراواني به كليه اقشار جامعه براي عدالت اجتماعي مي داد و معلماني كه بيش از همه خواهان عدالت اجتماعي بودند را به ايجاد تغيير اميدواري مي كرد. ولي در پروسة امر متوجه شديم نه تنها عدالتي بر قرار نشد بلكه در بي عدالتي كامل نه تنها خورشي بر نان معلم در سفره اش افزوده نشد بلكه نانش را نيز ربودند. اما معلمان همواره ميگويند ”نان خود خوردن و نشستن، به كه كمر زرين بستن و به خدمت ايستادن”.

سال تحصيلي آغاز ميشود. مجدداً معلمان سر كلاسهاي درس حاضر ميشودند نخستين و آخرين درس در روز اول مهر چه خواهد بود؟؟؟

معلمي كه نه تنها به خواسته هايش رسيدگي نشده بلكه تمامي طول سه ماه تابستان را در وحشت از اخراج، تبعيد و درمسير دادگاههاي مختلف گذرانده، چه درسي مي تواند براي دانش آموزانش داشته باشد؟؟ ميشود ياْس و نا اميدي را به كلاس ها برد؟! مي شود به سادگي از كنار مسائل گذشت و ناديده انگاشت. اما راه حل ديگري هست كه همواره مورد گزينش معلمان است، معلمان هرگز نمي توانند مرعوب شرايط ايجاد شده شوند. زيرا ذات معلم با پويش، اميد، نوآوري، عجين است.

نمي تواند حامل نااميدي و اندوه باشد و همواره شور و شوق و سرزندگي را در مهر ماه و در روز اول مهر براي دانش آموزانش هديه مي برد. زيرا به جز راه صحيح طي شده كه همانا حق خواهي معلمان است راه ديگري  وجود ندارد. و معلمان تا رسيدن به كليه حقوق خود از پاي نخواهند نشست.!!!

و از قدمهايي كه به جلو برداشته ايم نمي توان و نبايد عقب نشست، بلكه زنگ هاي مدارس ضربان اتحاد و همدلي هر چه بيشتر واز پاي ننشستن  معلمان براي رسيدن به خواسته هايمان است. مگر به نظر شما به غير اين كاري بايد كرد؟؟؟

 

از فرشاد سهيلي

|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 11:15 | 
آفتاب باش تا نتواني بر كسي نتابي!!

آفتاب باش تا نتواني بر كسي نتابي

 

از مينا پور سعيدي

با يكي از همكاران داشتيم صحبت مي كرديم. از روزگار و زمين و زمان شاكي بود ميخواست ببينه كه وظيفه اش چيه! ميخواست بفهمه كه به عنوان يك معلم در اين وانفسايي كه هر روز براي بقيه حكمي صادر مي شه, چكار بايد بكنه. سر در گم بود، گاهي مي گفت من از اولش هم ميدونستم اينجوري مي شه بايد صبر مي كرديم و چيزي نمي گفتيم، بلافاصله خودش جواب خودش را ميداد و مي گفت مگر ما صبر نكرديم چند سال هم صبر كرديم ولي مگر چيزي تغيير كرد هر روزمون بدتر از روز قبل مون بود و...

 من فقط تلاش كردم كه قبل از هر چيز بهش بفهمونم, به عنوان يك فرد عضوي از پيكرة بزرگ معلمان ايران است. تلاش كردم بهش بقبولونم كه جايگاه خودش رو بشناسه و بفهمه كه كجاست! آخه به محض اينكه خودت رو عضوي از اين پيكر يكپارچه بدوني اونوقت به اين ضرورت ميرسي كه نقش تو در ارتباط و در پيوند با بقية اعضاي اين پيكر مشخص ميشه.

به قول شاعر بلند آوازه مون سعدي:

                 ”چو عضوي به درد آورد روزگار                  دگر عضوها را نماند قرار”

بهش گفتم اين فقط يك شعر تحسين برانگيز نيست بلكه گنجينه اي از تجربه و تاريخ را پشت سر داره، كه بايد  از اون درس بگيريم همانطوريكه به دانش آموزانمون درس ميدهيم.

بيا براي لحظاتي خود را در مقابل واقعيات سرسخت موجود قرار بده, همان عينياتي كه نميتوان به راحتي از آن چشم پوشيد و از كنار آن رد شد. همه ما يك درد و يك حرف داريم . همه ما ميخواهيم از حقوق خويش دفاع كرده و به خواسته هامون  برسيم .

بهش گفتم از قديم گفتن, در مَثَل مناقشه نيست! ولي بگذار يه مثال برات بزنم ...

فرض ميكنيم كه انساني دچار يك نوع بيماري مي شه. در چنين حالي طبيعي است كه تمام اعضاي اين اورگانيزم زنده بسيج ميشوند تا هر طور شده با اين بيماري مقابله كنند و طبعا اين هماهنگي جمعي در ارتباط با يك مركز تصميم گيري و فرماندهي به نام مغز عمل ميكند. حالا تصور كنيد يك عضوي از اعضاي بدن اين بيمار، مثلا بگويد منِ دست, چكارميتوانم براي اين بيماري انجام دهم بهتره خودم رو كنار بكشم .

در اين صورت شما به اون دست چه جوابي ميدين؟ مگه پاسخ غير از اينه كه بايد به او گفت خودت باش! دست باش! ولي دستي كه عضوي از آن سيستم يكپارچه است. آن وقت است كه ميتواني مفيدباشي!

ميخواستم بگم كه براي مفيد بودن, براي مثمر ثمر بودن, قبلش بايد صاحب درد اين پيكره شد. حالا براي اينكه صاحب درد بشوي قبلش بايد خودت را عضوي از پيكرة دردمند معلمان بدوني. بايد تلاش كني تا در هماهنگي با ساير اعضاي اين مجموعه قرار بگيري تا بشه به عنوان يك تن واحد عمل كرد. در اين صورت ادامة راه و اينكه وظيفه ات چيست و اينكه فردا بايد چكار بكني, برايت مبهم و سؤال برانگيز نخواهد بود. آخه در اين صورت سر جاي اصلي خودت نشستي. در همان بافتي قرار گرفته اي كه بايد قرارميگرفتي در اين صورت ديگر خيلي چيزها روشن ميشود. خيلي راهها باز ميشود، حركت درست هميشه تنها حركت رو به جلوست...

 

|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 7:23 | 
حرفها و شنيده ها

معلمان حق التدريسي چه كنند؟!

 

 

صحبت از معلمان و ظلم هايي كه بر آنان روا مي شود زياد است و در اين مقوله چند خطي نمي گنجد. ولي اين واقعيت تلخ، درمورد معلمان حق التدريسي ضريب مي خورد. بخصوص بعد از طرح سهميه بندي بنزين كه تقريباً نان را از سفرة آنها برده است. آنهم در جامعه اى که فاصله نجومى ميان فقر و ثروت بيداد مي كند و آموزگاران و ساير حقوق بگيرانش تنها با مشاغل دوم و سوم، و اضافه کاريهاى سخت قادر به گذران زندگى هستنند ولي با اين وجود هم قادر به تامين حداقلهاى يک زندگى معمولي در هزاره سوم نيستند. با اين حساب تكليف معلمان حق التدريسي كه در تابستان حقوق و مزايايي ندارند واضح است. زيرا كه اكثراًمردم درآمدي جز مسافركشي ندارند. بگذريم از اينكه اين وضعيت براي فرهنگيان و قشر آگاه كشوري كه بر روي دريايي از نفت خوابيده است، بسيار دردآور است, و مانند خاري در گلو است. وزجر آورتر ازهمه اين است كه ديگر صحبت از خط فقر نيست، بلكه معيار خط بقا شده است.دراينجا بايد از آقاي رئيس جمهورمهرورز كه مي گويند الان وضعيت ريه هاي مردم بهتر شده و ديگه هواي آلوده استنشاق نمي كنند پرسيد آيا مشكل ما در درجه اول ريه هاي ماست، يا شكم هاي خالي زن و بچه هاي ما؟!مشكل خيلي ريشه اي تر از اين حرفهاست. بحث سر نان بخور و نمير است

همينطور بايد پرسيد، كه گيريم مشكل بنزين فقط براي 5 درصد مردم باشد!!!! آيا اين 5 درصد انسان نيستند و حق زندگي كردن ندارند؟! كه دست آخرهم وقتي براي حقوق اوليه انساني خود اعتراض مي كنند به آنها مارك ميكروب زده مي شود.

تنها نتيجه اي كه مي شود گرفت اين است كه بحث سر بهينه سازي اقتصادي و اجتماعي نيست. بلكه سياست ها در جهت فشارو فقر هر چه بيشتر است.

پس آقايان مسوولين!

اگر گوشى براى شنيدن داريد بشنويد!

که ما تا رسيدن به خواسته هايمان ساكت نمي نشينيم و هزينه آن را پرداخت مي كنيم زيرا كه بالاتر از سياهي رنگي نيست و كارد به استخوانمان رسيده است. 

 

********************************

 

بزرگترين هزينه

گفتگوبا حمید مجیری معلمی که به خاطر فریاد عدالت خواهی از کار برکنار شد

آقاي مجيري اگر چه شمابراي  فرهنگيان وخوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس ازاين همه سال پيشينه ي خدمت چگونه زندگي مي كند، و كسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيه اي دارد؟

به نام خدا

من حميد مجيري هستم، اهل خميني شهراصفهان،معلم رياضيات،با مدرك فوق ديپلم رياضي ، 14 سال است كه تدريس مي كنم،بخش مهمي ازدرآمدم صرف پرداخت  قسط خانه مي شود.معلمي را دوست دارم. و به دانش آموزان عشق مي ورزم. با موسيقي هم مانوس هستم،بسياري از دانش آموزان من فارغ التحصيل دانشگاه هاي معتبر هستند.وقتي آنها را مي بينم كه اينچنين از لحاظ تحصيل پيشرفت كرده اند لذت مي برم. احساس مي كنم درخت زندگي و تلاش من به ثمر نشسته است.

آقاي مجيري با كمال تاسف شنيده ايم كه شمارا ازكار و تدريس اخراج كرده اند، بفرماييد اين حكم به وسيله ي چه كساني صادر شده است؟

بله، درست است. روز 24تيرماه 1386 نامه اي توسط هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان ،كه مهر و امضا شدبود، به دستم رسيد. برپايه ي اين حكم من از تاريخ 7/تيرماه / 1386 ازكاروتدريس بركنارهستم.

حميد آقا مي شود بفرماييد؛ ازديد هيات بدوي، شما به چه جرمي اخراج هستيد؟

از ديدگاه هيات بدوي تخلفات و اتهامات من :

  *** شركت در تحصن، اعتصاب در مدرسه، تظاهرات غير قانوني ، و تحريك معلمان به تحصن، تجمع و اعتصاب.

*** نشر اكاذيب، اهانت و هتك حيثيت.

*** ترك خدمت در اوقات مقرر اداري است.

اما ازديد خودم وهمكاران فرهنگي، جرم من عدالت طلبي، حق خواهي، و درخواست ازمسئولين براي عمل به وظايف قانوني و اجراي قوانيني كه از طرف دولت و مجلس تصويب شده است.

بطور ويژه بفرماييد درخواست صنفي شما از مسئولين چيست؟

درخواست هاي صنفي معلمان دربيانيه ها و روزنامه هاوبرخي تومارها گفته شده،اماتوجه به مسائلي مانند:افزايش حقوق معلمان تا بالاي خط فقر،نگاه مسئولين به مشكلات معلمان اززاويه ي صنفي نه سياسي وامنيتي،پذيرش اتحاديه هاوكانون هاي صنفي معلمان كشوربه عنوان نهادي قانوني،مهم مي باشد. زيرااين تشكل هابسترخوبي براي انتقال مسائل ومشكلات معلمان به مسئولين مي باشد.

آيا از ديدشماميزان جرم ومجازات باهم برابرهستند؟

من جرمي مرتكب نشده ام،همه ي تجمعات وتحصنات كاملا قانوني مي باشد.واين شيوه ي مجازات اصلا به حق نيست.

ازديد شما امضا كنندگان اين حكم چه پاسخي به خداوند خواهند داد؟

خوشبختانه من جاي اين افراد نيستم،و آنها خودشان بايد پاسخگوي اين پرسش باشند.اما آنهايي كه دستپاچه و با شتاب چنين احكامي صادر مي كنند،در آينده به عذاب وجدان گرفتار خواهندشد.

و به جرات مي گويم اين نخستين فرياد عدالت خواهي وحق طلبي نبوده و بي گمان آخرين فرياد هم نيست،هيچكس نمي تواند با ظلم وستم وتزويروبيداد،فرياددادخواهي مظلومان راخاموش كند.

هرشب ستاره اي به زمين مي كشندوباز      اين آسمان غمزده غرق ستاره است

حميد جان ازاين پس مي خواهيد چگونه معاش خانواده ي خود را فراهم كنيد؟

خداوند مهربان وبلند مرتبه است ، بي گمان مارا تنها نخواهد گذاشت.من هميشه به خدا پناه برده ام. و از اين پس هم تنها پناه گاهم او خواهد بود.

                                                                              پایان

از كانون صنفي تهران

 در ادامه مطلب بخوانيد...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 10:29 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar