تبليغاتX
کلام ماپیام تو
خانه | آرشيو | پست الکترونيک
به کانون معلمان ايران (تهران)

 

 

اوضاع درهم ريخته‌ي کانون معلمان ايران ( تهران) و وضعيت معيشتي  معلمان، هر فرهنگي آگاه و مسئول  را وادار به اتخاذ موضع عليه شرايط موجود مي کند.

آنچه اهميت و ضرورت تشکل يا بي‌معلمان را بيش از پيش مشخص مي‌نمايد، نقش تشکل در دست‌يابي اهداف معيشتي و مدني معلمان است. در مدت چند سال اخير با فشار زياده از حد نهادهاي قدرت بر پيکره‌ي اتحاديه‌ها و سنديکاها تلاش‌هاي اجتماعي و قانوني را براي پيگيري مطالبات دشوارتر نموده است. اما اين فشارهاي رو به تزايد بر عکس طبقات مختلف اجتماعي را با صرف هزينه‌هاي بيشتر درگير تلاش نموده است. آنچه از اهميت ويژه برخوردار است، نقد عملکرد و فراز و فرود تلاش‌هاي صنفي کانون‌هاي معلمان در جهت جلوگيري از انحراف و کم کاري‌هاي تشکل‌ها است. چرا که معلمان کشور پيروان بي‌خرد کانون‌ها  نبوده و فقط زماني با آنها همراه بوده‌اند که گامي موثر را در جهت آگاهي بخشي و رهبري اعتراضات براي نيل به هدف برداشته باشند.  در يکسال اخير کانون تهران با سکوت و تزلزل در برابر خواست‌هاي قانوني فرهنگيان سئوال‌هاي بسياري را در ذهن معلمان کشور ايجاد نموده است. در اين دوران بسيار حساس از حيات تشکل‌ها هيچ چيز از چشمان تيز بين جامعه و معلمان پنهان نمي‌ماند و تا گرفتن پاسخ در خور نقدها ادامه خواهد يافت.

1- سال گذشته بعد از روز معلم در ارديبهشت و پس از شروع موج سرکوب فعالين صنفي و با دادن احکام زيادي از قبيل انفصال دائم، تبعيد و حبس هاي تعليقي و... با سکوت در برابر احکام ناروا حتي از صدور يک بيانيه نيز خودداري شد. و در 13 مهر نيز با صدور يک بيانيه استرليزه خنده‌ي تلخي را بر لبان معلمان نهاد.

2- با نزديک شد ن به سازمان معلمان و ائتلاف با آنها  که همواره بر خلاف کانونها عمل نموده و هنگامي که دوستانشان بر سرير قدرت بودند کانون را بي رحمانه نقد مي کردند و معطوف بودن آنها به قدرت، همه‌ي معلمان کشور را انگشت به دهان کرد.

3- صدور بيانيه در روز 12 ارديبهشت امسال نيز اولا ً با برخورد طيف موسوم به صنفي و تکذيب آن و ثانيا نوع فراخوان آن يعني تجمع در گورستان با مردگان به جاي مدارس و ادارات براي بزرگداشت ياد خانعلي  به نفع زند گان، براي جبران مافات نيز چنگي به دل نزد.

4- شروع و ادامه‌ي جنگ لفظي و انتشار فحش‌نامه‌هاي مختلف لطمات جبران ناپذيري را به حرکت معلمان وارد نمود و هر روزه اتوريته‌ي کانون را در ميان معلمان کمتر و کمتر مي کند. و خستگي زيادي را در چهره‌ي معلمان آشکارتر کرده است. البته دوستان هنوز تفاوت سنديکا و حزب را در نيافته‌اند. چون سنديکا ظرف بزرگي است که از اکثريت افراد گروهي يا طبقه‌اي با بينش‌هاي سياسي مختلف تشکيل شده ولي براي دفاع از حقوق اعضاي خود موضع مشترک اتخاذ مي کند. در نتيجه انشعاب مفهومي ندارد. پس آنچه جريان دارد، کوچک سازي تشکل و سر در گمي فرهنگيان است که نظرات صادقانه‌ي بعضي از شخصيت‌هاي کانون را بي‌ثمر مي کند.

دوستان گرامي:

شما خواسته يا ناخواسته در يکسال گذشته بنا به دلايل فوق گسستي را در حرکت فرهنگيان باعث شده‌ايد. در روزهايي که لايحه خدمات کشوري که حاصل چندين سال مبارزه‌ي کانون‌هاي سراسر کشور بود با بي‌اعتنايي و تحقير حذف مي‌شود و روند تغيير پي در پي وزير آموزش و پرورش دردهاي لاينحل مانند مشکلات معيشتي معلمان، مسکن، نظام آموزشي، نگرشهاي کمي، کتب درسي، شرايط فيزيکي کلاس، مديريت غير علمي و افت تحصيلي، مدارس طبقاتي و اخيرا طرح کوچک سازي دستگاه آموزش و پرورش را حادتر نموده است، دعواي لفظي شما و تجزيه کانون تهران تا کي بايد ادامه داشته باشد؟!؟!؟ حضور نماينده‌ي معلمان ايران در اجلاس جهاني معلمان جهان دستاورد بزرگي بود که آسان به دست نيامد. اما اين فرصت تاريخي قرباني کم توجهي شما مي‌شود. امروز فقط خويشتن داري اعضاي کانون مي‌تواند افقي را به آينده بگشايد. اگر بيم آن مي‌رود که معلمان مورد سوءاستفاده قرار گيرند بايد به عرض برسانم که معلمان آگاه‌تر از آنند که سکوت کنند. (يادآوري تجربه‌ي انتخابات درسي بزرگ و آموختني است.) هنگامي که فرزاد کما نگر منتظر اجراي حکم اعدام است و چهار نفر ديگر از کردستان به دادگاه انقلاب احضار شده‌اند، بي توجهي و جنگ‌هاي زر گري شرمي بزرگ بر پيشاني ما بر جاي خواهد گذاشت. چرا که بعد از مرگ فرزاد سياه پوشيدن شما زخم عميق معلمان ايران را التيام نخواهد داد. پس علاج فقط همبستگي است.

کاوه کردستاني
خرداد87

|+| نوشته شده توسط انجمن فرهنگیان آزاد در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 10:50 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar